نقش موسوی خوئینی ها در حوادث پس از انقلاب
دادستان کل: ایشان در سال ۶۴ به سمت دادستان کل انقلاب اسلامی منصوب میشوند. مسئلهای چالشی که در این زمان مطرح است پرونده انفجار دفتر نخست وزیری است که تا آن زمان با گذشت چندین سال به خاطر اعمال فشارها همچنان به نتیجه نهایی نرسیده بود.
وی از همان آغاز کار اعلام کرد که از نظر وی به دلیل اینکه به پرونده انفجار حزب جمهوری رسیدگی نشده است، رسیدگی به این پرونده صرفا اهداف سیاسی دارد اما او پس از استماع نظرات مخالفین دیدگاهش، دستور رسیدگی به پرونده را صادر نمود.
در همین راستا، خسرو تهرانی و حسن کامران دستگیر و بازجویی از آنها آغاز گردید.
در این بین بود که تقی محمدی از متهمین پرونده که اطلاعات خوبی را در اختیار بازجوی خود گذاشته بود، در فاصله تنفس بین بازجویی و قبل از آنکه اقاریر خود را مکتوب کند، در اتاق محل بازداشت خود، خودکشی مینماید. خوئینیها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولین پرونده را تحت فشار میگذارد که «وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست».
در ادامهی مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینیها اعلام میگردد، اما موسوی خوئینیها به شدت موضع گیری میکند و دوباره ادعای سیاسی بودن این ماجرا را مطرح میکند وبیان میکند که «
شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید». همچنین بیان میدارد که «ا
جازه نخواهم داد آقای بهزاد نبوی به اینجا بیاید، شما میخواهید همه مسئولین را دستگیر کنید، خودم از وی تحقیق میکنم».
جالب آنکه علی رغم اصرار خوئینیها به تعجیل در کار، چهار کیفرخواستی که به او تحویل میشود به دادگاه ارجاع نمیگردد. در این میان از سوی یکی از مطلعین اطلاعات جالبی ارائه میگردد، که با در میان گذاشتن آن با متهمین، موارد بسیار مهمی کشف میگردد. این اقدام موجب عصبانیت خوئینیها شده و میگوید «
دستور من این بود که تحقیق نکنید، به چه علت تحقیق کردهاید؟».
سپس گفتگو میان عوامل پرونده و او به جایی میرسد که او ادعا میکند این اطلاعات را همه مسئولین از اول میدانستند و شما بیهوده طولش میدهید، او در پاسخ اینکه شما هم از اول میدانستید جواب مثبت میدهد و پس از آنکه توضیح داده میشود این مطالب در جلسات مکرر با مسئولین قضایی همچون شهید ربانی املشی، صانعی و …. و رییس جمهور و رییس مجلس و … بررسی شده و هیچ یک چنین چیزهایی را نمیدانستهاند و اگر شما میدانستهاید چرا زودتر نگفتید که زودتر به نتیجه برسیم، خوئینیها حرف قبلی خود را پس میگیرد و میگوید من گفتم فرض کنیم مسئولین میدانستهاند،
به هر حال این تحقیقات شما فقط به درد تاریخ نویسی میخورد! اینها چیزی نیست و ما بیهوده تعدادی را بازداشت نمودهایم! من از اول میدانستم که هیچ چیز نیست منتها گفتم که شماها برسید و معلوم شود که چیزی نیست و آن وقت گریبان شماها را بگیرم و بگویم که همینها بودند که به مسئولین تهمت میزدند. او سپس دستور میدهد متهمین کنار هم باشند که علی رغم توضیح در این خصوص که موارد اتهامی اینها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر میتواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند؛ او تاکید میکند که این دستور همین امشب انجام گیرد، که این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده میشود.
در نتیجه این اقدامات با کنارهگیری مسئولین وقت پرونده و به علت سلب استقلال قضایی از آنها، پروندهای که به دلیل کارشکنیهای مکرر نزدیک به پنج سال طول کشیده بود، سرانجام متوقف گردید. دادستان کل در تلاش برای احالهی پرونده به شعبهای دیگر وارد مذاکره با دیگر قضات میگردد و بحث به درازا کشیده میشود. در این میان موسوی خوئینیها خواستار آزادی متهمین با قرار وثیقه و تامین میگردد که با توجه به محرز بودن جرم، جز درباره ۲ تن از متهمین محقق نمیگردد. به همین جهت بحث بالا گرفته و به درخواست خوئینیها، منتظری در آن دخالت مینماید.
در این میان ۶۱ تن از وزرا، نمایندگان و مسئولین طوماری به دفاع از متهمین امضا مینمایند و به محضر حضرت امام ارسال مینمایند و همزمان ۶۲ نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذکر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری میشوند.
این طومار و تذکر مورد توجه رسانهها قرار میگیرد و متعاقب ارسال طومار به حضرت امام، ایشان آیت الله اردبیلی رییس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینیها دادستان کل وقت و دادستان انقلاب وقت تهران را به حضور میطلبند و از کم کیف قضایا سوال میکنند و آقای موسوی اردبیلی نیز توضیح پرونده و اعترافات را میدهند.در این میان آقای خوئینیها بیان میکنند: «
نه آقا! من پرونده را دیدم و چیزی نبوده است.» اما آقای رئیسی مخالف نظر وی را عنوان میکند و بیان میدارند که پروندهای است و افراد اعتراف کردند؛ حتی متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است و در آنجا پرونده بسته میشود.
سپس آقای خوئینیها به عنوان دادستان کل از آقای رئیسی میخواهند رسما اعلام کند که پرونده مختومه شده است اما آقای رئیسی زیر بار نمیروند و آقای خوئینیها نیز میگویند «تو اعلام نمیکنی من اعلام میکنم.» فردای آن روز روزنامههای تهران اطلاعیهای را به نقل از روابط عمومی دادستانی کل کشور، با همان مضمون مورد علاقه خوئینیها درج نمودند و اینگونه این پرونده با مساعدت موسوی خوئینیها و دیگر همفکران نبوی و حجاریان مختومه میشود.